نه طاقت خاموشی، نه میل سخن دارم

بگذاریم احساس هوایی بخورد

بارها خوانده‌ام
بارها خوانده‌ام
دوازده بار برایم نوشتی
از تنهایت
از درماندگیت
و بارها نوید دادی که می‌آیی
من گوش سپاردم نه به آمدنت
من گوش سپاردم به رفتنت
که بس دردناک بود
تو رفتی و ندیدی که دردی بزرگ بر زانوانم نشست
و فریادی بزرگ
بر طاقت رفته‌ام

دیگر بی توانم
دیگر بر پاهایم نخواهم ایستاد
کوله‌ام را بسته‌ام
و وقت آن است که
بروم
و در این عبور سهمگین
نظاره گر نباشم
می‌خواهم بی طاقتی هایمان را تقسیم کنیم
و از مرگ بنگاریم
تا شادی فریاد
و حالا من برایت می نویسم
دوازده بار

نوشته شده در پنجشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط مینا معلم - Mina Moallem نظرات () |