نه طاقت خاموشی، نه میل سخن دارم

بگذاریم احساس هوایی بخورد

فردا عازم عسلویه هستم و تا دو روز صفحه ام تعطیل است.

دلم می خواست می توانستم در مراسم مرحوم یاری شرکت کنم، اما چه کنم که دستم از دنیا کوتاه است........

تفنگ دسته نقرم را فروختم

واسه دلبر قبای ترمه دوختم

فرستادم برایم پس فرستاد

تفنگ دسته نقرم داد و بیداد

نوذر پرنگ

دمی با هم با حافظ باشیم:

ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار

نکته روح فزا از دهن دوست بگو

نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار

تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام

شمه از نفحات نفس یار بیار

به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز

بی غباری که پدید آید از اغیار بیار

گردی از رهگذر دوست به کوی رقیب

بهر آسایش این دیده خونبار بیار

خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست

خبری از بر آن دلبر و عیار بیار

شکر آنرا که تو در عشرتی ای مرغ چمن

به اسیران قفس مژده گلزار بیار

کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست 

عشوه زان لب شیرین شکربار بیار

روزگاریست که دل چهره مقصود ندید

ساقیا آن قدح آینه کردار بیار

دلق حافظ بچه ارزد به مییش رنگین کن

وانگهش مست و خراب از سر بازار بیار

نوشته شده در جمعه ۱٧ آذر ۱۳۸٥ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ توسط مینا معلم - Mina Moallem نظرات () |