نه طاقت خاموشی، نه میل سخن دارم

بگذاریم احساس هوایی بخورد

 

در طی دو روز کاری، که به مشهد رفتم سرکی هم به اخوان زدم چه ساده و بی ریا آرام گرفته بود.                              

از تهی سرشار،

جویبار لحظه ها جاریست. 

چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب،و اندر آب بیند سنگ،

دوستان و دشمنان را میشناسم من.

زندگی را دوست میدارم؛

مرگ را دشمن.

وای،اما-با که باید گفت این؟-من دوستی دارم

که به دشمن خواهم از او التجا بردن.

جویبار لحظه ها جاری

یک پیشنهاد :
با گوش فرا دادن به اثر جدیدی از حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان با نام به تماشای آب های سپید لختی آرامش را تجربه کنید.

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٥ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ توسط مینا معلم - Mina Moallem نظرات () |