نه طاقت خاموشی، نه میل سخن دارم

بگذاریم احساس هوایی بخورد

 خوب شروع شد و خوب تمام شد. چه برای من و چه برای سامان ...

 امروز هم با دوستانم بودم و هم خاطرات کودکیم را ورق زدم. در محوطه کوی نویسندگان چهارشنبه سوری را آتش زدیم و با سر و صدا و هیاهو جای همه آنهایی را که نبودند خالی کردیم.

جای مازیار و همه آنهایی که سالها با ما در برگزاری این رسم همراه بودند. دلم می خواست فقط یکبار دیگه می رفتیم قاشق زنی ولی  با همه آنهایی که جایشان خالی بود .....
راستی یادتان باشد که دلم برای خودم تنگ شده بود و این دل تنگی را با حضور در کنار شما پایان دادم.

جای محمود خیلی خالیست، هفته هاست که در ماموریت به سر می برد که دیگر طاقتمان را طاق کرده، من و سامان کلافه دیدارش هستیم.

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٥ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط مینا معلم - Mina Moallem نظرات () |