نه طاقت خاموشی، نه میل سخن دارم

بگذاریم احساس هوایی بخورد

چشمان بازت
نگاه بلعیده‌ام را سخره کرد
من از تو دور
و تو بر آستان تمردد قرنها سوار
به نبودنم نیاندیش
من تنها گم شده‌ام
درگناهی‌
در صدایی
و باز نخواهم گشت

من گم شدن را آزمودم
سیاهی، رسم با تو بودن بود

مینا - ساندرلند ۲۹ اکتبر ۲۰۰۷
 

نوشته شده در یکشنبه ٦ آبان ۱۳۸٦ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ توسط مینا معلم - Mina Moallem نظرات () |