ما می دانیم که در تفکیک هنرها ادبیات،هنر کبیره نامیده می شود و نمی توانیم صورت ثابتی برایش تعریف کنیم ادبیات بسته به شرایط فرهنگی حاکم تاثیر پذیر است، پس تاثیر تاریخ بر ادبیات اجتناب ناپذیر است. و ما می دانیم که اگر تمدن یک قوم رو به انحطاط گذارد ادبیات هم به همراهش دچار نشیب می شود. اگر معنی ادبیات را همان فرهنگ مکتوب یک تمدن بدانیم پس می توانیم مدعی بشیم هر چه قدر فرهنگ و تمدن یک قوم عظیم تر باشد پس باید ادبیاتش قوی تر باشد. منظورم از نوشتم این مقدمه رسیدن به یک جمعی بندی است که چند روزی فکرم را به خود مشغول کرده است.پرسش  من این است که چرا ما ایرانیانعلی‌رغم تجربة مرتبه‌ای از مدرنیته و مدرنیسم ، نتوانسته ا‌یم به قافله ادبیات جهان حتّی نزدیک شویم وچرا چنین حادثه‌ای رخ داده است؟ چرا قوم ایرانی مانند اقوام آمریکایی و اروپایی به ادبیاتی بزرگ و جدی مدرن دست نیافته است؟ چرا هنوز بعد از سال‌ها و یک قرن و نیم آشنایی با تمدن جدید و مبانی نظری آن، یک رمان جدی جهانی از سوی ما منتشر نشده؟  که البته جوابش کاملا روشن است. 

 

/ 1 نظر / 11 بازدید