دیگر توان شنیدن هیچ را ندارم، نه صدای خنده و نه صدای خفه شده هق هق خود را، من از خودم در آمده‌ام،در پوستین کهنه من آرامشی نیست، این صدای ناهنجار تنهایی ام برمن مسلط شده است بر من می راند و دستانم را پر کرده از اشک.
دیگر آرزویی نمانده و می هراسم و با واهمه بر نامه‌هایم چمبره می زنم، نمی دانم و نمی‌دانم .. من حتی به خودم هم تعلق ندارم و از گم شدنم در سرگردانی و تنهایی خسته‌ام، دلم هوایی آزاد برای سخن گفتن و دلم هوایی آزاد برای زن بودن می خواهد.

اینجا سبز است از خیابان گرفته تا دل ساکنانش، اما نه برای دل من و  سکونت من  ...
من با چشمانی سیاه، موهای سیاه و دلی بی قرار از تنهایی، از سیاهی خود در هراسم

/ 8 نظر / 2 بازدید
غزل

سلام! منم همين طوری شدم چند وقتيه

عليرضا حسينی

سلام مهربان بانوی غربت نشین ... هنوز در حسرت دیدار دوباره ام ... نمی دانم چرا ، اما باورم نشده که دیگر نیست ! ... تو می فهمی ... باورم نشده ... همه ی آنچه که خواندی ، روایت دلتنگی بود ....... می دانی ... من دلم سخت گرفته ست از این میمهمانخانه ی مهمان کُش ِ روزش تاریک ....... تو هم انقدر خودت را آزار نده ..... سهم همراهت از با تو بودن تحمل بیصدا شکستنت نیست ... صبوری کن ...

ماندانا ابري

برو جلو اينه ... يه نفس عميق بكش .... اينجوري بخند ... براي ناراحتي و غصه ... هميشه وقت هست .... take care

حلاج پاپتی

..... تحمل کن، تحمل کن عزیزم سلام خانم معلم این دومین بار است که مطالبتون رو میخونم غربت و دوری چه میکند با دلی که وطن میخواهد....

نازنين

آخی چه وب جالبی بهتون تبريک می گم من يه سوالی دارم آقای معلم شما باآقای علی معلم مارابطه ای دارند؟

ز-نعمتی

چرا ؟! شما با این همه بیتابی لحظه های عمرتان را سپری میکنید .نکته ای که نباید فراموش کرد .

بیژن

به دريا مرو گفتمت زينهار وگرميروی دل به طوفان سپار

مليکا

دوست خوبم سلام ، مليكا هستم از سال 1380 تا كنون در پرشين بلاگ مي نوشتم اما به علت اينكه شخصيت حقيقي و مجازي ام يكي شده بود يعني اكثراً مرا مي شناختند و ديگر نمي توانستم راحت بنويسم به اين وب اسباب كشي كردم و حال قصد دارم سرگذشت و زندگي نامه ام را بنويسم تا شايد كمي سبك شوم البته الان سومين قسمت آنرا نيز نوشته ام / خوشحال مي شوم به قصر من قدم رنجه نموده و تشريف بياوريد و پستهاي مرا نيز مطالعه فرموده و نظر خود را كه برايم بسيار مقدس است را بيان فرمائيد و از اين طريق بتوانيم دوستان خوبي برايم هم شويم . آخه من حتي اگه بدونم يه نفر زندگينامم را تا آخر مي خونه و فقط وبلاگم يه خواننده واقعي داره فقط براي همون يه نفر مي نويسم . از كوير آمده ام چشمم از خاطره ريگ پر است ابر من ودلم را بتكان اي دوست Oooo.............. .(__)...oooO.... ../ (....(__)...... .../_)...) \........ ........(_\......... قدم به قصر منم بزار http://melika2007ml.blogfa.com