چه خبر خوبی امروز دریافت کردم، بالاخره لنز جدید دوربینم هفته‌ی آینده می رسد. من تشنه یک عکاسی درست و حسابی هستم.

 اگر دوست دارید بدانید امروز هم امتحان داشتم که خیلی ازش راضی نیستم. آخه هفته گذشته اصلا درس نخواندم، چون دل تنگ بودم، به بطالت گذراندم. از وقتی از ترکیه برگشتم، هنوز توی سر در گمی به سر می برم، نمی دانم باید چیکار کنم به نوای دلم گوش بدهم یا به یک ذره عقلی که دارم.(البته محمود همیشه می گفت مغز من پرتابل است یک وقت هایی همراهم هست و یک وقتهایی نه، با اینکه سی تی اسکن کردم و نشونش دادم که به خدا ثابت است ولی کماکان این جمله را تکرار می کند، البته خودم هم باهاش موافقم)

دلم هنوز قاسم و علیرضا می خواهد و شعرخوانی

راستی این هم برای کسی(نمیگویم دوست که هر تنابنده ای لیاقت داشتن این لقب را ندارد) مینویسم که از رفتارش متحیرم:
دیگران را می بخشم حتی آنانی را که مرا آزرده اند ، نه از برای آنکه ایشان مستحق بخشایشند، بلکه من لایق آرامشم

/ 1 نظر / 8 بازدید
جهانگیری

سلام خسته نباشید وبلاگ خوب مفیدی داری امید وارم موفق باشی واین که دوست دارم بیشتر باهم اشنا بشیم و به کلبه ما هم یه سری بزنید ممنونم خدا نگهدارتون در صوذت اعتماد کردن به ما ادمون کنید یا علی