سلام بر دوستان گلم،

چند روزی بود که با صفحه‌ام وداع کرده بودم و شوقی برای نگارش نداشتم، امروز یکباره دل تنگ شدم و می خواهم چند خطی مهمان صفحه‌ام باشم.

صدای غمگین نواختن دست بر کلیدهای پیانو تنها آرام کننده این لحظاتم بوده اند و این نوای بی کلام تمام خستگی ‌های وجودم را می زداید. با این نوا می‌نویسم و با این نوا تفکری آزاد و بی‌دغدغه را می‌آزمایم و در لحظات تنهایی‌ که کم هم نیست روزگار سپری می کنم و شمارش روزهای انتظار  ....

از پشت کوه‌های شمال
یا شاید جنوب
نسیم سرد تنهایی من بر گونه‌هایت خواهد نواخت
 
و تو در گذری
بی انتها راه می‌پیمایی
و بی انتها
مرا از یاد می‌بری
آیا  نشان شکسته‌ام را به دست باد خواهی سپرد؟

/ 0 نظر / 5 بازدید