چشمان بازت
نگاه بلعیده‌ام را سخره کرد
من از تو دور
و تو بر آستان تمردد قرنها سوار
به نبودنم نیاندیش
من تنها گم شده‌ام
درگناهی‌
در صدایی
و باز نخواهم گشت

من گم شدن را آزمودم
سیاهی، رسم با تو بودن بود

مینا - ساندرلند ۲۹ اکتبر ۲۰۰۷
 

/ 1 نظر / 2 بازدید
سمانه

روزي دوباره تو را خواهم يافت اي آبي‌ترين طلوع چه رسم قشنگي است رسم دوباره با تو سپيد پوشيدن بارها گفته‌ام آزموده را آزمودن خطاست عزيزم به يادت بسپار آزموده را ...