امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم  از آن سردرد هایی که گاه گاه به سراغم می آید داشتم، به عادت همیشه از روی موبایل نگاهی به ایمیل هایم کردم اول اخبار بی بی سی، بالاترین و ... و بعد ایمیل های شخصی، رضای عزیز شعری از پدرم با دست خط خودش را برایم فرستاده بود که به شکل عجیبی مرا تحت تاثیر قرار داد  به سرعت پایین آمدم کامپیوترم را روشن کردم و با دقت در صفحه کامپیوترم غرق شدم ،لمسش کردم و اشک در چشمانم حلقه زد، درودی بر رضا و تمام مهربانی هایش فرستادم و بعد ایمیلش را دوباره با دقت خواندم که ناگهان متوجه آدرس وبلاگ پدرش  شدم،  آدرس را در آدرس بار قرار دادم و صفحه ای رویایی با اشعار عمو شایگان و صدای خودش هویدا شد ، یک لحظه پر زدم به خور و به یاد همه خاطرات دوست داشتنی و انسانهای مورد علاقه ام افتادم، انگار عمو شایگان اینجاست و با من حرف می زند، مردی از جنس صبر و عشق .....امروز یکی از بهترین روزهاست حتی اگر سردرد امان را بریده باشد. درود بر رضا شایگان

 

/ 2 نظر / 9 بازدید
برزویه فرخ سیر

سلام خانم معلم با احترام منتظرتان هستم درود و از رادیوست که می شنوم هوا چند روز اینده بارانیست...........

هالو هفت شنبه

لذت بردیم از این سوده . و مشعوف شدیم از حضورتان در کلبه شیخ شاد باشی ، چون شمشاد . [گل]