سلام بر همگی

کوه اندوه فراغت به چه حالت بکشد ...
امروز باد خوبی می وزد که تهران را از آلودگی ها دور کند اگر این باد بر نهاد ماهم می وزید شاید می توانست مبرا کند زندگی آلوده ما را از تکرار، از بیهودگی و روزمرگی ..
فردا عازم شیراز هستم، می روم به سهیلا و امیر سرکی بزنم، عکاسی کنم و شاید هم شرکت کنم در مراسم شعر خوانی در حافظیه و در کنار حافظ به یاد پدرم خلوتگاهی گزینم و تفالی بر اشعار آن ابر مرد تاریخ سرودن، بزنم که پدرم چه بسیار از او  برایم خوانده بود.
اینجا آسمان صاف است و دل تنگی ها هم نمی توانند پشت ابرها پنهان گردند باید باشی و ببینی که چه بر سر من آمده در این بی پناه سرزمین، خاکی که تو را باخود برده دیگر حتی بر زمین هم تاب ماندن ندارد او می تازد و می رود برای فنا شدن در گوشه ای دنج، آنجا که تو آرمیده ای در سکوت شب ها.
به دیدنت نخواهم آمد تا بیایی و ببینم که آرام خفته ای....
من هنوز مثل کودکی گریان در آشفته بازار بی پناهی به دنبالت چشم به راهم ....

لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ
عشقبازان چنین مستحق هجرانند

/ 3 نظر / 2 بازدید
باران

درد مشترک ميدانی ستاره يادت هست گفته بودم در زندگی ما آنقدر ستاره هست که فقدان يکی را زود از ياد می بريم ؟ حالا می گويم دروغ گفته ام گاهی فقدان يک ستاره آنقدر تاريکت می کند که وجود باقی ستارگان را از ياد می بری.... کاش بودی ستاره

محمد آقازاده

نگاهت را کميب عوض کن . آن که رفت ديگر نمی رود . جايی در قلب می ماند ثابت و ابدی . در دلتنگی ها بسراغت می آيد و آرامت می کند و در شايد خود را می کشد کنار تا شاد شوی . کدام ياری اينقدر مهربان است . مهربانی آنی که رفته است ناديده نگير