عبور می کنم
از مرز تو و خودم
نمی هراسم
از ناشکیبایی های درونم
نمی گریم
از بی وفایی های تو
و نمی شکنم
در آوار بی قراری دیدار
اما
می هراسم و می گریم و می شکنم
از بی تو، بودن
و ... بودن

 

/ 4 نظر / 6 بازدید

نمیدونم چند ساله اینجایی , همیشه فکر میکردم برای من هم چیزی می نویسی , جالبه , ولی من هرگز تو نوشته های تو نبودم , می دونی چرا برای اینکه تو منو نمیدی و به من هرگز فکر نمیکردی, [خنثی]

یونس

چقد زیبا بود حظ کردم