سلام بر دوستان

از مشهد می نویسم، اینجا همه جا سایه است، اینجا سکوت سبزی بر آسمان خاکستری پرتو افکنده که می بردت به صور خیال ....
امروز این سبزینگی و این جریان زنده ابدیت در چشمان بی فروغم به نمایش صدایی می ماند که شنیده نمی شود ...

من به مهمانی آوایی دعوت شده ام که نخواهم رفت.

باغ آیینه

چراغی به دستم، چراغی دربرابرم:
منبه جنگ سیاهی می روم.

گهواره های خستگی
از کشاکش رفت و آمدها
باز ایستاده اند،
و خورشیدی از اعماق
کهکشان هایخاکستر شده را
روشن می کند.

***

فریادهای
عاصی آذرخش -
هنگامی که تگرگ
در بطن بی قرار ابر
نطفه می بندد.
و درد خاموش وار تک -
هنگامی کهغوره خرد
درانتهای شاخسار طولانی پیچ پیچ جوانه می زند.
فریاد من همه گریز از درد بود
چرا که من، در وحشت انگیزترین شبها، آفتاب را به دعائی
نومیدوار طلب می کرده ام.

***

تو
از خورشید ها آمده ای، از سپیده دمها آمده ای
تو از آینه ها و ابریشم ها آمده ای.

***

در
خلئی که نه خدا بود و نهآتش
نگاه واعتماد ترا به دعائی نومیدوار طلب کرده بودم.
جریانی جدی
در فاصله دو مرگ
در تهی میان دو تنهائی -
نگاه و اعتماد تو،بدینگونه است

***

شادی
تو بی رحم است و بزرگوار،
نفست در دست های خالی من ترانه و سبزیاست

منبرمی خیزم!

چراغی در دست
چراغی در دلم.
زنگار روحم را صیقل می زنم
آینه ئی برابر آینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم 

/ 5 نظر / 7 بازدید
کولی پابرهنه

سلام .. زيبا بود نوشتتون در سبک خودش ... اميدوارم که باز هم شاهد نوشته ای ديگر از شما باشم ... (شما هم اگه دوست داشتی به کوير دل ما هم سری بزن .. خوشحال ميشويم از ديدن رد پايت بر روی ريگهای بيابانيم ...) ------ با تبادل لينک چطو ر ..؟ موافق اگر بودی و از کويرکده ی دلم خوشت خوشت اومد خوشحالتر ميشم اگه رد پايی از من در .... تو بماند يادگار .. ---------------------------- یه گروه هم هست که من و جمعی از دوستان اونجا جمع شدیم به نوعی با هم در ارتباطیم به نام پابرهنگان .. آدرسش اینه ..> http://groups.yahoo.com/group/paberehnegan خوشحال میشم که آنجا هم ببينيم شما را

لب خاموش

زندگي فرصت يک خوابيدن زندگي مهلت يک باريدن زندگي فاصله يک منطق تا احساس زندگي وصله يک آينه بشکسته، که همه خوبي ها بعد آن چند برابر شده اند زندگي رنگ اميديست که تو در دل خود جا دادي زندگي را در شمع در يک شعر در يک برگ يا که در زردي زنبور عسل، مي توان معني کرد زندگي حوصله تکرار است يا که جغدي که برعکس همه بيدار است زندگي وسعت يه لحظه سکوت، در تعمق کردن زندگي حرمت يک لبخند است زندگي يک شب بارانيست که، عشق دستان تو را، با صميميت خود ميگيرد زندگي معني من، معني توست دوست عزيز وبلاگ من هم بروز شده و تورا چشم در راهم . يا حق

لب خاموش

يادم رفت بگم عنوان وبلاگت خيلی زيباست با تبادل لينک موافقی

لب خاموش

اين کولی پا برهنه اين قدر "کوير دلم"کوير دلم کرد :ياد جوک اون ترکه افتاد م که به دوست دخترش ميگه : در کوير دلم تو تنها شتری .

آرشام هستگی

سلام از دیدن شعر احمد شاملو در وبلاگ شما مسرور شدم- راستی از شعر های بامداد چه می فهمی جز تکرار آن؟ با تشکر