سرریز
سرریز که می شوی
دریایی نیست
تا به عطوفت
بر اعماق خویش بیافزاید
حتا چاه ژرفی هم نیست
تا پژواک تو را
در حلقه های تاریکش
تکرار کند
سرریز که می شوی
سبزه های بیداری
بر دشت های تغافل می دمد
و از مرغزاران رویا
یکباره
تمام پرندگان خوش باور
فوج فوج هجرت می کنند
و جهان
رنگ بغض و کینه می گیرد
فرشته ساری
/ 1 نظر / 7 بازدید
مهرداد فلاح

دست می نویسد باد می خواند برگ /درخت می نویسد مرگ باد می نویسد دست می خواند مرگ/ درخت می نویسد برگ .. .. .. دست هایی که برگ / مرگ آورند