سلام بر دوستان

از تاخیر در ارسال پست جدید واقعا متاسفم، هم سرم شلوغ بود و هم حال و حوصله‌ی نوشتن نداشتم.  حال و روزم در سال جدید حکایت این شعر است:

ای بهار همچنان تا جاودان در راه
 همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهای دگربگذر
 هرگز و هرگز
 بربیابان غریب من
 منگر و منگر
 سایه ی نمناک و سبزت هر چه از من دورتر ،‌خوشتر
 بیم دارم کز نسیم ساحر ابریشمین تو
تکمه ی سبزی بروید باز ، بر پیراهن خشک و کبود من
 همچنان بگذار
تا درود دردناک اندهان ماند سرود من


/ 4 نظر / 3 بازدید
سلام

بهار ما گذشته شايد .

عمران ميری

سلام من اول ميشم با افتخار

عمرانم اول شدم هيچی نگفتی معلومه پ...

سال نو مبارک خيلی خوشحالم برای اولين بار ميام و اول ميشم جايزشم نم خوام نه اصرار نکن من جايزه نمی خوام وب شمارو خوندم پر از مگوها بود تا... من منتظر حضور گرم شما می مانم

تورج بخشایشی

شیطان عصاره ی هوس و لج شد پای فرشته های خدا کج شد دستش ....................... با دوتا مطلب جدید بروزم و منتظر خوندن نظرات ارزشمندت