وای بر من، وای بر ما
فزون میابد غمم.....
مدتهاست که می خواهم بنویسم از وطنم ، از ظلم رفته بر تو، بر من و بر ما.
کلام یاریم نمی کند و واژگان به اسیری نمی شینند که ذهنم را سامان دهند و اینجاست که سخت می گریم و بر آن ظلم رفته با خشم و نفرت فریادی بلند بر آستان عرش می سرایم.
حکمت عدل الهی را به تمسخر می گیرم و بر نهاد استوارش می غرم و با لعنت و شرم ساری بر باورهای خود خط بطلانی می نگارم.
نگاهم به سوی آسمان و دلم در دور دستهاست.

 

/ 9 نظر / 9 بازدید

گمان میکردم ترا برای همیشه از دست داده ام چقدر وقت گذاشتی تا دوباره صدایم کنی ! بی توسال ها ی غربت را با طناب خاطره به هم گره زدم در هوای دلتنگی نشسته میان برگ های سپید کلمات مویه کردند وقلم من گریست عشق من ،وطنم چقدر وقت گذاشتی تا دوباره صدایم کنی من هنوز مثل گذشته وحتا بیش از گذشته عاشقم حالا که باز مرا می خواهی اگر چه دور ازتوام در این سوی مرز اما صداهامان به هم میرسد میشنوی که هر روز نامت را تکرار می کنم ؟ و هر شب با یاد تو به خواب می روم جهان با خبر شده از حکایت ما عشق من، وطنم عاشقم ولی عاقل شده ام و قدر دوباره یافتن عشق را می فهمم میدانم که دل گرفته ای از تو نمی پرسم: این همه سال کجا بودی؟ و یا چرا دیر صدایم کردی؟ از تو نمی پرسم: چه کرده ای ؟ با که بوده ای؟ عشق من ،وطنم بدان که من سال هاست به تو وفادارم

میلاد

خانم مینا معلم سلام نمیدونم با دیدن وبلاگتون خوشحال شدم یا ناراحت !!! نمیدونم از اینکه فردی مثل خودمو میبینم باید خوشحال بشم یا ناراحت !!! مهم نیست بگذریم مهم اینه که شما بدونید کسی که وبلاگتونو می خونه و الان داره براتون نظر مینویسه با تموم وجود ، شما ، حرف های شما و احساسات شما را درک میکنه و میفهمه ! به خصوص : "من در کودکی‌ام هم دختری شاد نبودم با تمام لبخندهایی که بر لبم بود همیشه در اتاق تنهایی‌ام از بودنم منزجر بودم" و "با غم و تنهایی درونی خو گرفتم" و "من تلخ نمی‌نویسم، من تلخ هستم و این نوشته‌ها افشره‌ای از من است، اینها افکار من هستند و فریاد می‌زنم من از بودنم لذت نمی‌برم و آرزوی من تمام شدن است" و "اگر بگویم روزی نبود در آن روزها که قطره اشکی نریخته باشم باورت می‌شود، من یک شخصیت افسرده و بیمار در درون خود دارم که ساعاتی از روز بر من غلبه می کند و در آن ساعات میل به نوشتنم بیشتر است و حاصلش آن است که می‌بینی." شاید این حرفمو خیلی ها باور نکنند و حتی سرزنشم کنند ولی میدونم که شما این حرفمو درک می کنی این که حتی در بهترین و شادترین لحظات زند

مینا

سلام یه سری به سایت همسر یاب بزن بی ضرره اگه لینکم کنی ممنون می شم

من دلم مینا میخواد

یه دوست

سلام دوست عزیز خوبی خسته نباشی وبلاگ زیبا و پر احساسی داری راستی نظرت درباره تبادل لینک چیه؟ به ما هم سر بزن و عشق همان ستاره ایست که دمدمان صبح چشم باز میکنی و او به آخرین سوسوهای نور چشم خود ترا سلام میکند ولی چه سود که دیر ازخواب برخواسته ای و او را برای ماندنش برای دیدنت وقتی نمانده است ، می رود و تو به دنبال عشق رفته ات تمام روز را به شب رسانی و ندانی عاقبت که عشق تو درون شب زنده است و چشمان ترا آن هنگامه خواب برده است! آری چه حیف که اینچنین تمام روزها و شبهای تو از سرت گذر می کنند و ترا کسی خبرنمی دهد مگر خودت آنجاستکه عمر را هم دگر مجال ماندن برای تو نمانده است ترا هنگام رفتن است .... بگویم حال و احوالی نمانده است تا زمانم را دگرگون سازداین حال پریشانم خدایا از گناهم درگذر زیرا بهار آمد .........!!!! [گل][گل]

میلاد

سلام مینا خانم مدتی پیش براتون یک نظر خصوصی گذاشتم ممنون میشم اگر خبرم کنید که به دستتون رسیده یا نه [گل]

ح

خوب بود ممنون