خوب شروع شد و خوب تمام شد. چه برای من و چه برای سامان ...

 امروز هم با دوستانم بودم و هم خاطرات کودکیم را ورق زدم. در محوطه کوی نویسندگان چهارشنبه سوری را آتش زدیم و با سر و صدا و هیاهو جای همه آنهایی را که نبودند خالی کردیم.

جای مازیار و همه آنهایی که سالها با ما در برگزاری این رسم همراه بودند. دلم می خواست فقط یکبار دیگه می رفتیم قاشق زنی ولی  با همه آنهایی که جایشان خالی بود .....
راستی یادتان باشد که دلم برای خودم تنگ شده بود و این دل تنگی را با حضور در کنار شما پایان دادم.

جای محمود خیلی خالیست، هفته هاست که در ماموریت به سر می برد که دیگر طاقتمان را طاق کرده، من و سامان کلافه دیدارش هستیم.

/ 6 نظر / 4 بازدید
محمد آقازاده

شاد باشي با بهار و هميشه لبخند بزني به روي زندگي در كنار سامان و همسر ت

يک اخراجی

وبلاگ نقد فیلم اخراجیها (وبلاگ یک اخراجی) با بیش از ده نقد جدید به روز شد. شما هم اگر نقدی داشتید در این وبلاگ منعکس خواهد شد. وبلاگ نقد فیلم اخراجیها (وبلاگ یک اخراجی) با بیش از ده نقد جدید به روز شد. شما هم اگر نقدی داشتید در این وبلاگ منعکس خواهد شد.

قاسم و عليرضا

مازيار

وقتی اونجا مراسم بود من اينجا سر کار بودم با ۱۱ ساعت و نيم اختلاف ساعت و داشتم تو ذهنم تمام اون سالها و چهارشنبه سوريها رو مرور ميکردم. از ان موقع که خوانندهای معروف ميامدن تو باشگاه کوی و سالهای بعد از انقلاب که روزای چهارشنبه سوری توی همون باشگاه نمايشنامه بازی ميکرديم. سلول ۸ يادت مياد؟ آخرش هم روی سن نرفت. و همينطور در زمان جلو ميرفتم سالهايی که اين روز فرخنده با بمبارانهای آن به درک واصل شده (صدام) همزمان بود و مردم حوصله شنيدن صدای ترقه نداشتند که ترقه های واقعيتر و بزرگتری هر شب برايشان صدا ميکرد. و مرحوم جعفرزاده که از ما خشمگين ميشد که با آنهمه سر و صدای واقعی باز به دنبال روشن کردن آتش و منفجر کردن ترقه هايمان بوديم. و چهارشنبه سوری سال ۶۷ که اين روز با یک جشن مذهبی همزمان شد و برای نخستين بار موسيقی و رقص بعد از انقلاب در کوی ديده شد که هنوز نيز ادامه دارد. و سال گذشته که آخرين سالی بود که با پدر به کوی قدم گذاشتيم و اين مراسم را با هم بوديم. تا امسال که من رفته ام و او برای هميشه رفته است. ياد پدرانمان و همه پدارن کوی نويسندگان جاويد که مردمانی بودند از جنس خلوص و عشق